نامه های مامان

امروز

چشام میسوزه خداجون. همش گریه میکنم.حوصله بیرون رفتن حتی پیش مامان عزیزموندارم.چشام ورم کرده نمی تونم برم بیرون خدا خداخداکمک کن منو.من واسه سلامتی خودم وخانوادم ازت ممنونمو ناشکری نمی کنم.هروقت خودت صلاح میدونی نی نی منم بهم بده خداجون ...
26 اسفند 1390

جمعه

سلام مامانی امروزیه چیزی مثل یه بارون خنک روآتیش دلم نشست که ان مع العسریسری .این آیه قرانه خودخداگفته ومن میدونم بعداین همه سختی وگریه کردنم خداحاجتمومیده.این مطمئنم یا امام زمان کمکم کنید شماامام عصرمنی.آخه من مشکلاموبه شمانگم به کی بگم آقا.امروزکه جمعس روزشماست.منوناامید نکن اقا واسم دعاکنید.شمامستجاب الدعوه اید.خدابه شما گوش میده.منم یه بچه سالم میخوام امیدزندگیم شه .برام دعاکنید آقا.خواهش میکنم.... ...
26 اسفند 1390

مادری

مادری عجیجم نازنینکم سرماما خوب نشده .کجایی کاش بودی میومدی بغلم ومجبورم میکردی به خاطرتوخوب شم عزیزم مامی فندقکم الهی که دورت بگردم هیچ کی به داد مامانت نمیرسه خدایا کمکم کن تاخل نشدم .... ...
24 اسفند 1390

دوستت دارم

مامی سرم دردمیکنه ولی دوستت دارم میبوسمت ومنتظرم . خداکمکمون میکنی؟التماست میکنم میدونی چرا داشتم دیشب تا ۲ فیلم تویلایت ۴ نگاه میکردم انگارمجبوره....... صبم ۶ پاشدم رفتم سرکار.خوابم میاداساسی.... بیا بیابگل مامانی بخواب .تابغلت کنم خوابم ببره مادر........... عروسکم نازم دلبرم مامانم جونم عمرم ..............ماچ ماچ چه شیرینی مامانی ...
24 اسفند 1390

ماما عصبانی شده

سلام عجیجکم امروزازسرکاراومدم لباس تنم بود واسه گلم مطلب پست کردم چقدم باعشق انقد خوشحال بودم .کوک کوک .تخته گاز فدات میشدم وقربونت میرفتم.... اما تا پستشو زدم مطلب پرید انقد عصبانی شدم داشتم آتیش میگرفتم این همه قربون صدقه درحد ۲۰ خط پرید اما نترس ماما برات مینویسه قندکم گل پرم بوووووووووووس  خونه تکونی داریم کلوچه من زودبیاتودل ماما این ماه ماچ قربون بچه نازم برم دیگه ازابرا وفرشته  هادل بکن ببینم چقدزرنگی بدوبدوکنی  ازبقیه نی نی ها جلوبزنی مامانیتو ازهمه زودترخوشحال کنیا خدا جون بهم کمک کن ویه نگاه ...
22 اسفند 1390

مامانی مریض

سلام جون مامان حال مامی خوب نیست .گلاب به روی بچم حالت تهوع گرفتم فک کنم مال قرصای این ماهمه که تو بیای پیشم ببخشید کلوچه من حالم دیگه داره بالا میادنمیتونم بنویس برات گل نازم بای......... بیا غیرتی شوزودتربیاپیش مامان ماچ ماچ ...
21 اسفند 1390

تشکر

سلام مرضیه وانارک وامیر عزیز ازاینکه به وبم سرزدید ممنونم.فرشته آسمونیم یه جایی لای ابراجاخوش کرده وخدانمیفرستتش تودلم .خب حق داره .منم بودم جابه اون خوبی وتوپی رو ول نمیکردم بیام تواین دنیای وانفسا بازم ازتون ممنونم.درضمن وباتون فوق العادس.ای ول....   ...
21 اسفند 1390

شلام شلام عجیجم .....

سلام سلام عزیزمامان سلام سلام جوندلم . فدات بشم دلم .قلبم عشقم.امروز من وبابایی رفتیم خونه مامان بابایی.بابایی وعمویی رفتن پیش پسرداییش.منوجلودرپیاده کرد رفت بابایی.وقتی کلیدوانداختم توقفل دراشکم سرازیرشد.  گفتم اگه الان پیشم بودی دیگه گریه نمیکردم.باهات میحرفیدم.نازت میکردمو قربون صدقه بچم میرفتم میدونی مامانی من ازهمین الان غصه رفتن تهران بابایی رودارم.میخوادبره پنج شنبه ومن تهنا میشم مامان.کجایی عزیزم دلم واست تنگ شده .یادته اومدی تودلم.؟؟؟؟ چرا نچسبیدی بهم مامانی؟  الهی دورت بگردم جون مامی بیا ایندفه تودلم بمون ماما .باشه؟؟؟ بگوباشه دیگه نی نی خوشملم .بیا مامی میخوادبهت شیربده.شیره جونشو دودستی تقدیمت کنه .بیا توبغلم مادر...
21 اسفند 1390